ترجمه "fondere" به فارسی
godâkhtan, zoub kardan, گداختن بهترین ترجمه های "fondere" به فارسی هستند.
fondere
verb
دستور زبان
Fare in modo che più cose ne formino una.
-
godâkhtan
-
zoub kardan
-
گداختن
verb
-
ترجمه های کمتر
- ادغام کردن
- پخسیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fondere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fondere" با ترجمه به فارسی
-
منطقه زمانی
-
مدلسازی تهنشین جوشخورده
-
طرح سرمایهگذاری جمعی
-
دوک تقسیم
-
طاق معده
-
th drya · بستر اقيانوس · كف دريا
-
konh · qaʼr · tah · âkhat · بنیاد · تملک زمین · ته · ثابت · درد · دو استقامت · دورنی · سرمقاله · سطح پایینی · غیر منقول · مستقل · پایه · پس زمينه · پشت · پشتوانه · پی
-
سپرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن