ترجمه "formare" به فارسی

tashkil dâdan, تاسیس کردن, تربیت کردن بهترین ترجمه های "formare" به فارسی هستند.

formare verb دستور زبان

Istruire per un ruolo o una funzione futura. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • tashkil dâdan

  • تاسیس کردن

    verb

    mi ha raccontato di una società che aveva formato,

    در مورد شرکتی که تاسیس کرده برام می گفت،

  • تربیت کردن

    verb
  • شکل دادن

    verb

    Una tipica adolescente che sta cercando di formare una propria identita'.

    صداي يه نوجوان که در حال شکل دادن. به شخصيت خودشه شنيدم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " formare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "formare" با ترجمه به فارسی

  • قالب داده
  • اشکال دارویی
  • زمینچهره
  • باكتريهاي ديازوترونيك · باكتريهاي شورهساز · باكتريهاي گرهك ريشه · باکتریهای تثبیتکننده ازت · باکتریهای تثبیتکننده نیتروژن · ديازوتروفها
  • سازند
  • شکل کشتزار
  • بهسازي عادت · رشدگرایش گیاه · شكل رشد · عادت رشد · عادت گياه
  • form · shekl · ادب · توصیف گر · دیسه · روش · شكل گرفتن · شکل · شکل آماده · صورت · فرم · قسم · نقشه برجسته · نوع · واصف
اضافه کردن

ترجمه های "formare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه