ترجمه "forza lavoro" به فارسی
نيروي كار, نیروی انسانی, نیروی کار بهترین ترجمه های "forza lavoro" به فارسی هستند.
forza lavoro
Numero totale di persone impiegate o in cerca di lavoro. [..]
-
نيروي كار
Il secondo beneficio della compassione è che crea una forza lavoro ispirata.
دومبن منفعت موجه ديگردوستي اين است كه ديگردوستي يك نيروي كار اميدبخش ايجاد ميكند.
-
نیروی انسانی
noun feminineMetà della forza lavoro umana verrà sostituita da software e robot nei prossimi 20 anni.
انتظار میرود نیمی از نیروی انسانی در بیست سال آینده با نرمافزارها و رباتها جایگزین شوند.
-
نیروی کار
noun feminineLa pianificazione della forza lavoro sarà più importante di quella finanziaria.
طرح نیروی کار از طرح مالی مهم تر خواهد شد.
-
ترجمه های کمتر
- تعداد کارگر
- مردها
- نيروی کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forza lavoro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forza lavoro" با ترجمه به فارسی
-
تعداد کارگر · مردها · نیروی انسانی · نیروی کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن