ترجمه "freno" به فارسی
ترمز, tormoz, افسار بهترین ترجمه های "freno" به فارسی هستند.
freno
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
ترمز
nounMa io non so neanche dove si trovano i freni di un'automobile.
من حتي نمي دونم ترمز هاي ماشين کجا هستن!
-
tormoz
noun masculine -
افسار
noun masculineUn freno si usa per guidare, per dirigere e per limitare.
از یک افسار برای هدایت، راهنمائی، و خوداری استفاده می شود.
-
ترجمه های کمتر
- عنان
- جلوگيرى كردن
- دهه كردن
- قيد
- قید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " freno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "freno" با ترجمه به فارسی
-
ترمزها
-
مهار کردن
-
tormoz
-
tormoz kardan · به دام افتادن · تعديل كردن · محدود ساختن · مهار کردن · هم مرز بودن · کنترل کردن · کند ساختن
-
ترمز دستی
-
دیسک ترمز
-
بازداري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن