ترجمه "frenare" به فارسی
tormoz kardan, به دام افتادن, تعديل كردن بهترین ترجمه های "frenare" به فارسی هستند.
frenare
verb
دستور زبان
Ridurre l'intensità di; tenere sotto controllo, a freno o entro i limiti.
-
tormoz kardan
-
به دام افتادن
verb -
تعديل كردن
verbRidurre l'intensità di; tenere sotto controllo, a freno o entro i limiti.
-
ترجمه های کمتر
- محدود ساختن
- مهار کردن
- هم مرز بودن
- کنترل کردن
- کند ساختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frenare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "frenare" با ترجمه به فارسی
-
ترمزها
-
tormoz · افسار · ترمز · جلوگيرى كردن · دهه كردن · عنان · قيد · قید
-
مهار کردن
-
tormoz
-
ترمز دستی
-
دیسک ترمز
-
بازداري
-
tormoz · افسار · ترمز · جلوگيرى كردن · دهه كردن · عنان · قيد · قید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن