ترجمه "frequente" به فارسی
mokarrar, مکرر, تکرار شونده بهترین ترجمه های "frequente" به فارسی هستند.
frequente
adjective
masculine
دستور زبان
-
mokarrar
-
مکرر
adjectiveLe frequenti visite che viene a farti quell'uomo sono intollerabili.
اين ملاقات هاي مکرر با اون مرد... ناشايسته.
-
تکرار شونده
adjective -
زود زود
adjectivesono diventati così entusiastici e frequenti masturbatori.
بصورتی تکامل پیدا کردن که به خودارضایی مشتاقاند و زود زود اینکار رو میکنن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frequente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "frequente" با ترجمه به فارسی
-
سؤالات رایج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن