ترجمه "frequenza" به فارسی

بسامد, tekrâr, فراوانی بهترین ترجمه های "frequenza" به فارسی هستند.

frequenza noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسامد

    noun

    grandezza che concerne fenomeni periodici o processi ripetitivi

    Più tardi scoprii che sentivo male, forse dalla nascita, le frequenze più alte.

    بعدا فهمیدم که در شنیدن هم مشکل دارم، شاید مادرزادی، در دامنههای بالاتر بسامد صدا.

  • tekrâr

  • فراوانی

    Come potete vedere nella tabella, la frequenza di questo tipo di foro aumenta drasticamente con l'altitudine.

    همانطور که در نمودار میبینید، فراوانی این نوع حفرهها به شدت با افزایش ارتفاع زیاد میشود.

  • فرکانس

    noun feminine

    Ad una bomba da fertilizzante basta una frequenza radio per esplodere.

    تنها چيزي که يه بمب اشباع شده براي منفجر شدن لازم داره يه فرکانس راديويي هستش.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frequenza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "frequenza" با ترجمه به فارسی

  • بسامد پایه
  • بسامد برداشت · دفعات برداشت · دفعات برش · وقفههاي برداشت
  • سرعت نبض · ضربان قلب
  • بسامد تغذیه دام · بسامد وعده غذایی
  • مدولاسیون فرکانس
  • رانش ژنتيكي · فراواني ژن · موازنه ژنتيكي · ناهمسنگي · ژنتیک جمعیت
  • نرخ تازهسازی
  • آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
اضافه کردن

ترجمه های "frequenza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه