ترجمه "funzionario" به فارسی

kârmand, افسر, سرکار بهترین ترجمه های "funzionario" به فارسی هستند.

funzionario noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • kârmand

  • افسر

    noun masculine

    I giovani su quella strada incontrano funzionari della libertà vigilata invece di insegnanti.

    جوانان در این سفر به جای آموزگار افسر آزادی مشروط را ملاقات میکنند.

  • سرکار

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " funzionario " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "funzionario"

اضافه کردن

ترجمه های "funzionario" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه