ترجمه "fusibile" به فارسی
fiyuz, فیوز, فیوز بهترین ترجمه های "fusibile" به فارسی هستند.
fusibile
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
fiyuz
-
فیوز
Dobbiamo trovare il fusibile per accendere la macchina.
فقط باید یه فیوز پیدا کنیم تا بتونیم ماشینو روشن کنیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fusibile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fusibile
-
فیوز
Dobbiamo trovare il fusibile per accendere la macchina.
فقط باید یه فیوز پیدا کنیم تا بتونیم ماشینو روشن کنیم
تصاویر با "fusibile"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن