ترجمه "fusione" به فارسی
ذوب, zoub, ائتلاف بهترین ترجمه های "fusione" به فارسی هستند.
fusione
noun
feminine
دستور زبان
-
ذوب
In fisica, transizione di fase che trasforma un solido in un liquido
Il punto di fusione ha una gran parte in causa.
حالا، خیلی از چیزها به نقطهء ذوب مربوط می شود.
-
zoub
-
ائتلاف
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- ادغام
- امتزاج
- ریختهگری
- ممزوج کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fusione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fusione" با ترجمه به فارسی
-
ذوبشدن سوخت هستهای
-
دماي ذوب · نقطۀ ذوب
-
کولد فیوژن (انرژی هستهای)
-
فرآیند سوختن کربن
-
همجوشی هستهای
-
همجوشی ژن
-
فرآیند سوختن سیلیسیم
-
فرآیند سوختن نئون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن