ترجمه "gelato" به فارسی
بستنی, bastani, سرد بهترین ترجمه های "gelato" به فارسی هستند.
gelato
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Dessert freddo fatto di acqua, latte e crema emulsionati, zucchero e aromi. Particolarmente usato quando fa caldo.
-
بستنی
nounpreparazione alimentare ottenuta mediante congelamento
Quel giorno, mia madre mi portò allo zoo e a mangiare un gelato.
آن روز مادرم مرا به باغ وحش برد و برایم بستنی با سس شکلات داغ خرید .
-
bastani
noun masculine -
سرد
adjectiveMani e piedi sono i primi a gelare, fuori.
اون بيرون اول از همه دست ها و پاهات سرد ميشه.
-
ترجمه های کمتر
- فسرده
- يخها
- یخزده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gelato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gelato" با ترجمه به فارسی
-
آسيب سرما · آسيب يخبندان · خسارت يخ · خسارت یخبندان · زيان يخزدن · سوختگي يخي · يخزدگي
-
مقاوم به يخبندان
-
بستنی شکلاتی
-
ناحيه يخبندان دائمي · نواحی یخبندان دائمی
-
زيان يخزدن (محيط)
-
حفاظت از یخزدگی
-
تحمل يخبندان · مقاومت به یخبندان
-
yakh · yakh-bandân · سرما · شعر · موسفید · نظم · یخبندان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن