ترجمه "gengiva" به فارسی
لثه, lassé, دهان بهترین ترجمه های "gengiva" به فارسی هستند.
gengiva
noun
feminine
دستور زبان
-
لثه
nounDolore ai muscoli e altrove, le gengive si infiammano e sanguinano.
درد ماهیچه یا خونریزی لثه ممکنه داشته باشی
-
lassé
-
دهان
noun feminine13 Il suono del mulino si abbassa, nel senso che il cibo viene masticato da gengive sdentate.
۱۳ صدای غذا خوردن شخصی که دندان در دهان ندارد همانند آسیابی بیصداست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gengiva " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gengiva"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن