ترجمه "geni" به فارسی
ژنها, ابرژنها, دوز ژن بهترین ترجمه های "geni" به فارسی هستند.
geni
noun
masculine
دستور زبان
-
ژنها
Il problema è che così si tende a concentrare questi geni.
مشكل اينه كه همين مساله باعث ميشود كه اين ژنها متمركز شوند.
-
ابرژنها
-
دوز ژن
-
ترجمه های کمتر
- دوزاژ ژن
- عناصر ترانهادني
- پليژنها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " geni " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "geni" با ترجمه به فارسی
-
بانكهاي بذر · بانكهاي ماده ژنتیکی · بانکهای ژن
-
khosh âmadan
-
برهمکنشی ژن · تعامل ژن · روايستايي
-
همجوشی ژن
-
خزانههای ژن
-
ژنهای غالب
-
zhen · ژن
-
جنیوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن