ترجمه "giocare" به فارسی
بازی کردن, bâzi kardan, båzi kardan بهترین ترجمه های "giocare" به فارسی هستند.
giocare
verb
دستور زبان
Comportarsi in modo tale da divertirsi; partecipare alle attività, il quale scopo é quello della ricreazione. [..]
-
بازی کردن
verbComportarsi in modo tale da divertirsi; partecipare alle attività, il quale scopo é quello della ricreazione.
Ho giocato con Tony ieri.
دیروز با تونی بازی کردم.
-
bâzi kardan
-
båzi kardan
verb
-
ترجمه های کمتر
- بلعیدن
- حریصانه خوردن
- دست انداختن
- فریب دادن
- قمار کردن
- گول زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " giocare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "giocare"
عباراتی شبیه به "giocare" با ترجمه به فارسی
-
جاسوس دوجانبه
-
qomâr kardan
-
بازیهای تختهای
-
استفاده از پا
-
بازی با لغات · تجنیس · تجیيس · جناس · جناس لفظی
-
گیمپلی
-
qomâr · بازی · قمار بازی
-
ورقبازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن