ترجمه "giroscopio" به فارسی
ژیروسکوپ, گردش بین, گردش نما بهترین ترجمه های "giroscopio" به فارسی هستند.
giroscopio
noun
masculine
دستور زبان
-
ژیروسکوپ
nounPerché hai detto a Leonard che lavori sul giroscopio domani?
چرا به لئونارد گفتی که فردا قراره روی ژیروسکوپ کار کنی ؟
-
گردش بین
noun masculine -
گردش نما
noun masculineAllentate gli ammortizzatori, usate il giroscopio... come bilanciamento!
تمام کمک فنرها رو شل کن از گردش نما برای برقراری تعادلت استفاده کن و بالا برو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " giroscopio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "giroscopio"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن