ترجمه "girovago" به فارسی
اوباش, سرگردان, سلندر بهترین ترجمه های "girovago" به فارسی هستند.
girovago
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
اوباش
noun masculine -
سرگردان
noun masculineL'hanno trovata a girovagare per le strade di Chelsea, coperta di sangue.
سرگردان و غرق خون توی خیابونای چلسی پیدا شد
-
سلندر
noun
-
ترجمه های کمتر
- سیار
- مرغ مهاجر
- مسافر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " girovago " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "girovago" با ترجمه به فارسی
-
اظهار کردن · اواره شدن · سیر کردن · قدم زدن · متعجب شدن · پرسه زدن · گشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن