ترجمه "guardare" به فارسی
دیدَن, دیدن, بین بهترین ترجمه های "guardare" به فارسی هستند.
guardare
verb
دستور زبان
Porre lo sguardo su qualcosa o su qualcuno. [..]
-
دیدَن
verb -
دیدن
verbA voi tutti, come a me, credo piace guardare una ballerina quando danza.
همه شما، فکر می کنم، مثل من، از دیدن یک رقص یک رقاص باله لذت ببرید.
-
بین
verbDunque, a seconda di dove si guarda, si alternano le due possibilità.
پس بنا به اینکه اون در چه جهتی به نظر برسه، اون برعکس میشه بین دو حالت ممکن.
-
ترجمه های کمتر
- تماشاکردن
- نگاهکردن
- پاییدن
- negaristan
- negâh kardan
- tamâshâ kardan
- نگاه کردن
- نگریستن
- تضمین کردن
- حتمی کردن
- مطمئن ساختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " guardare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "guardare"
عباراتی شبیه به "guardare" با ترجمه به فارسی
-
برانداز · نگاه مختصر
-
چشم چرانی کردن
-
اسب پیشکش دندانش را نمی شمرند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن