ترجمه "guardata" به فارسی
برانداز, نگاه مختصر بهترین ترجمه های "guardata" به فارسی هستند.
guardata
particle
-
برانداز
noun feminineMa va stavo guardando il suo amico.
من دوستش رو برانداز کردم.
-
نگاه مختصر
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " guardata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "guardata" با ترجمه به فارسی
-
negaristan · negâh kardan · tamâshâ kardan · بین · تضمین کردن · تماشاکردن · حتمی کردن · دیدن · دیدَن · مطمئن ساختن · نگاه کردن · نگاهکردن · نگریستن · پاییدن
-
چشم چرانی کردن
-
اسب پیشکش دندانش را نمی شمرند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن