ترجمه "impermeabile" به فارسی
بارانی, bârâni, zedd-e âb بهترین ترجمه های "impermeabile" به فارسی هستند.
impermeabile
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Che non lascia passare l'acqua o altri fluidi.
-
بارانی
noun masculineIn quel momento qualcuno dietro di me mise con delicatezza un impermeabile sulle mie spalle.
درست در همان موقع شخصی با مهربانی بارانی خود را روی من انداخت.
-
bârâni
-
zedd-e âb
-
ترجمه های کمتر
- واترپروف
- پاد آب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impermeabile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impermeabile" با ترجمه به فارسی
-
برزنت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن