ترجمه "impero" به فارسی
emperâturi, saltanat, امپراتوری بهترین ترجمه های "impero" به فارسی هستند.
impero
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
emperâturi
-
saltanat
-
امپراتوری
adjective nounکشوری پهناور متشکل از ملیت های مختلف
E Dio ha predetto che questo impero della falsa religione avrà una fine improvvisa.
یَهُوَه پیشگویی کرده است که این امپراتوری را به طور ناگهانی و به نحوی غیرمنتظره نابود خواهد کرد.
-
ترجمه های کمتر
- امپراطوری
- حکومت
- شاهنشاهی
- قلمرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impero " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Impero
proper
Impero (Warhammer)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Impero" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Impero در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "impero" با ترجمه به فارسی
-
امپراتوری روم شرقی · بیزانس
-
امپراطوري آفريقاي مركزي · جمهوری آفریقای مرکزی
-
امپراتوری بریتانیا
-
امپراتوری روسیه
-
امپراطوری استعماری
-
لویی پارسا
-
الگوریتم تقسیم و حل
-
امپراتوری آلمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن