ترجمه "impiego" به فارسی

esteʼmâl, sarf, shoghl بهترین ترجمه های "impiego" به فارسی هستند.

impiego noun verb masculine دستور زبان

Atto che dà inizio ad un lavoro subordinato. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • esteʼmâl

  • sarf

  • shoghl

  • ترجمه های کمتر

    • استفاده
    • اشتغال
    • کار
    • بکارگيرى
    • شغل
    • قصد
    • مصرف
    • مقصود
    • منظور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " impiego " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "impiego" با ترجمه به فارسی

  • مستخدم دولتی
  • استخدام دولتی
  • kârmand · كارمند · مأمور · منشی · کارمند · کارمند دفتری
  • sarf kardan · استخدام کردن · استعمال کردن · به كار گرفتن · بهره برداری کردن · بکار گماشتن · خرج کردن · مشغول کردن · مصرف کردن · کرایه کردن
اضافه کردن

ترجمه های "impiego" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه