ترجمه "imponente" به فارسی
bozorg, bâ-heybat, kabir بهترین ترجمه های "imponente" به فارسی هستند.
imponente
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
bozorg
-
bâ-heybat
-
kabir
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imponente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imponente" با ترجمه به فارسی
-
مالیات مستقیم
-
tahmil kardan · از پیش بردن · تحميل كردن · تحمیل کردن · ضربت زدن · مجبورکردن
-
bâj · mâliyât · باج · تاکس · تعرفه · تقاضای سنگین · حائل · خدمت · خراج · دیافراگم · مالیات · ماموریت · ملامت · پشت پنجره · کار
-
مالیاتها
-
تعرفهها
-
سرعت
-
مالیات زمین
-
مالیات غیرمستقیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن