ترجمه "inchino" به فارسی
kornesh, کرنش, احترام بهترین ترجمه های "inchino" به فارسی هستند.
inchino
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
kornesh
-
کرنش
noun masculineMi inchino di fronte al mio re.
من فقط براي خدايم کرنش مي کنم
-
احترام
noun masculineIn segno di deferenza, fecero quello che era più naturale che facessero: “Si inchinarono davanti a lui con le facce a terra” (Genesi 42:5, 6).
آنان برای ادای احترام «در برابر او سر فرود آورده، روی بر زمین نهادند،» به نحوی که در آن زمان مرسوم بود.—پیدایش ۴۲:۵، ۶.
-
ترجمه های کمتر
- تعظیم
- نماز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inchino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن