ترجمه "incidente" به فارسی

حادثه, hâdesé, pish-âmad بهترین ترجمه های "incidente" به فارسی هستند.

incidente adjective noun verb masculine دستور زبان

Evento imprevisto, fallimento o perdita con il potenziale di danneggiare la vita umana, i beni o l'ambiente.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حادثه

    noun

    Il suo incidente lo rese inabile al lavoro.

    حادثه او را از کار افتاده کرد.

  • hâdesé

  • pish-âmad

  • ترجمه های کمتر

    • sânehé
    • tasâdof
    • اتفاق
    • اتفاقی
    • تصادف
    • تصادف اتومبیل
    • سانحه
    • شیئی
    • عارضه
    • واقعه ناگوار
    • پیشامد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incidente " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incidente" با ترجمه به فارسی

  • تصادف رانندگی
  • hakk kardan · kandan · بریدن · تراشیدن · حكاكيكردن · نفوذ
  • آرتوكارپوس انسيستا · آرتوكارپوس كومونيس · آرتوکارپوس آلتیلیس · درخت نان
  • تلفات
اضافه کردن

ترجمه های "incidente" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه