ترجمه "incidenza" به فارسی
برخورد, بروز, تصادف بهترین ترجمه های "incidenza" به فارسی هستند.
incidenza
noun
feminine
دستور زبان
-
برخورد
noun feminine -
بروز
Non ho letto nessuno articolo di giornale che provava che i veterani hanno una maggiore incidenza di depigmentazione.
والا هر چي مقاله ي پزشکي خوندم ، نديدم نوشته باشن توي کهنه سربازا ، ميزان بروز کاهش رنگدانه از بقيه بيشتره
-
تصادف
noun feminine -
وقوع
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incidenza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incidenza" با ترجمه به فارسی
-
ابتلا · بروز بيماري · رخداد بيماري · شيوع بيماري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن