ترجمه "infante" به فارسی
بچه, طفل, کودک بهترین ترجمه های "infante" به فارسی هستند.
infante
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
بچه
nounLo negano i vecchi nel loro letto di morte e gli infanti nei ventri delle loro madri.
چه پيرمردهايي که از ترس مرگ مي لرزن و چه بچه هايي که هنوز در رحم مادرشون هستن.
-
طفل
noun -
کودک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Infante
-
اینفانت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن