ترجمه "infanzia" به فارسی
بچگی, dourân-e baccegi, kucaki بهترین ترجمه های "infanzia" به فارسی هستند.
infanzia
noun
feminine
دستور زبان
-
بچگی
nounLa mia infanzia pullulava di domande come questa.
بچگی من فراوان بود با پرسشهایی مثل اینها.
-
dourân-e baccegi
-
kucaki
-
ترجمه های کمتر
- kudaki
- tofuliyat
- کودکی
- خردی
- دوره رشد
- طفولیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infanzia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن