ترجمه "infermiere" به فارسی
پرستار, behyâr, parastâr بهترین ترجمه های "infermiere" به فارسی هستند.
infermiere
noun
masculine
feminine
دستور زبان
Una persona addestrata per fornire cure agli ammalati.
-
پرستار
nounسوالات آران امریکا
Un paio di infermiere si sono sentite male.
چند تا از پرستار ها حال شون خوب نيست.
-
behyâr
-
parastâr
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infermiere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "infermiere" با ترجمه به فارسی
-
پرستار مراقبتهای پیشرفته
-
دایه · پرستار · پرورشگاه
-
پرستاری نظامی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن