ترجمه "infermo" به فارسی
bimâr, ʼalil, باطل بهترین ترجمه های "infermo" به فارسی هستند.
infermo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
bimâr
-
ʼalil
-
باطل
noun -
ناتوان
nounCercate le opportunità per aiutare i nuovi, i giovani e gli infermi della vostra congregazione?
آیا در پی فرصتهایی هستید که به اعضای جدید، جوان یا ناتوان جماعت کمک کنید؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " infermo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن