ترجمه "inviato" به فارسی

ferestâdé, گزارشگر بهترین ترجمه های "inviato" به فارسی هستند.

inviato verb noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ferestâdé

  • گزارشگر

    Giornalista incaricato di un particolare evento

    Il nostro inviato Lee Min Joon.

    گزارشگر لي مين جو ، گزارش ميدهد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inviato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inviato" با ترجمه به فارسی

  • میله
  • کلید ورود
  • صف ارسال
  • صفحه
  • eʼzâm kardan · ferestâdan · ارسال · اعزام کردن · صادر کردن · فرستادن
  • متن
  • ersâl · ایلچی · در دفتر · فرستاده
  • eʼzâm kardan · ferestâdan · ارسال · اعزام کردن · صادر کردن · فرستادن
اضافه کردن

ترجمه های "inviato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه