ترجمه "invio" به فارسی
ersâl, ایلچی, در دفتر بهترین ترجمه های "invio" به فارسی هستند.
invio
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
ersâl
-
ایلچی
noun -
در دفتر
noun -
فرستاده
nounDi sicuro non si aspetta che tutto questo sta per essere inviato direttamente al governo, no?
اصلا به ذهنشم خطور نميکنه که قراره اين اطلاعاتُ براي اداره ي جذب نيروي ارتش فرستاده بشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " invio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Invio
-
کلید ورود
عباراتی شبیه به "invio" با ترجمه به فارسی
-
میله
-
صف ارسال
-
صفحه
-
eʼzâm kardan · ferestâdan · ارسال · اعزام کردن · صادر کردن · فرستادن
-
ferestâdé · گزارشگر
-
متن
-
eʼzâm kardan · ferestâdan · ارسال · اعزام کردن · صادر کردن · فرستادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن