ترجمه "luccicante" به فارسی
تابان, درخشان, لیان بهترین ترجمه های "luccicante" به فارسی هستند.
luccicante
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
تابان
adjective -
درخشان
adjectiveE aveva un paio di occhi luccicanti color nocciola,
و او مهربان بود و چشمان فندقى رنگ درخشان
-
لیان
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " luccicante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "luccicante" با ترجمه به فارسی
-
براق شدن · برق زدن · تابیدن · جرقه زدن · سوسو زدن · چشمک زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن