ترجمه "luccichio" به فارسی
بارقه, تابش, تلالو بهترین ترجمه های "luccichio" به فارسی هستند.
luccichio
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
بارقه
noun -
تابش
nounCome un luccichio attraverso un mare di bianco.
مثل تابش نور از وسط يک درياي سفيد
-
تلالو
noun
-
ترجمه های کمتر
- درخشش
- چشمک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " luccichio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن