ترجمه "malato" به فارسی
بیمار, مريض, bimâr بهترین ترجمه های "malato" به فارسی هستند.
malato
adjective
noun
masculine
دستور زبان
La cui salute è alterata.
-
بیمار
nounLa cui salute è alterata.
Temo che sia malato.
می ترسم که او بیمار باشد.
-
مريض
adjectiveLa cui salute è alterata.
Dai video di sorveglianza, non sembrava malato. Gia'.
خب ، توي تصاوير دوربين هاي رستوران که مريض بنظر نميومد.
-
bimâr
-
ترجمه های کمتر
- maliz
- mariz
- nâ-khosh
- خسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " malato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "malato"
عباراتی شبیه به "malato" با ترجمه به فارسی
-
مالاتها
-
مالات دهیدروژناز · ماليك دهيدروژناز
-
نشانگان بیماری ساختمان
-
بیمار · مریض
-
بیمار · مریض
-
مالاتها
-
اتاق بیمار
-
کلسیم مالات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن