ترجمه "malattia" به فارسی

بیماری, مرض, ناخوشی بهترین ترجمه های "malattia" به فارسی هستند.

malattia noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیماری

    noun

    alterazione dello stato fisiologico e psicologico dell'organismo

    Altre centinaia di milioni sono morte per fame e malattia.

    صدها میلیون نفر دیگر در اثر گرسنگی و بیماری جان سپردهاند.

  • مرض

    noun

    Per trattare una malattie estrema, servono delle medicine estreme.

    وقتی کسی به مرض بدی دچار است، باید درمانش هم به همان اندازه بزرگ باشد.

  • ناخوشی

    noun feminine

    Il secondo beneficio dell'essere un medico è che si possono fare esperimenti sulle tue malattie.

    خب، دومین مزیت پزشک بودن این است که از میتواند روی ناخوشی خودتان آزمایش انجام دهید.

  • ترجمه های کمتر

    • bimâri
    • maraz
    • ضرم
    • بیماری مزمن
    • خوی بد
    • دیوانگی
    • شیدایی
    • عشق
    • علت
    • کسالت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " malattia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "malattia"

عباراتی شبیه به "malattia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "malattia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه