ترجمه "mandarino" به فارسی

نارنگی, nârengi, ماندارین بهترین ترجمه های "mandarino" به فارسی هستند.

mandarino adjective noun masculine دستور زبان

Frutto di un piccolo albero di agrumi (Citrus reticulata), che somiglia all'arancia.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نارنگی

    noun

    Frutto di un piccolo albero di agrumi (Citrus reticulata), che somiglia all'arancia.

    In Giappone è una cosa bellissima sbucciare un mandarino in un unico pezzo.

    در ژاپن، این خیلی چیز جالبه که پوست نارنگی را یه تکه بکنی.

  • nârengi

  • ماندارین

    proper

    Era, era qualcosa in spagnolo Non lo so, forse era mandarino?

    داشتن به اسپانیایی و فکر کنم ماندارین چینی صحبت می کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mandarino " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mandarino

Mandarino (fumetto)

+ اضافه کردن

"Mandarino" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mandarino در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "mandarino"

عباراتی شبیه به "mandarino" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mandarino" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه