ترجمه "maritino" به فارسی
شوهر, نر بهترین ترجمه های "maritino" به فارسی هستند.
maritino
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
شوهر
nounPensiamo a Naomi, che perse sia il marito che i suoi due figli.
برای مثال به نَعُومی که شوهر و دو پسرش را از دست داد توجه کنید.
-
نر
nounTuo marito e'fertile quanto un toro.
حکایت شوهرت حکایت همون گاو نر با کلی زاد و ولده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maritino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن