ترجمه "maritino" به فارسی

شوهر, نر بهترین ترجمه های "maritino" به فارسی هستند.

maritino noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شوهر

    noun

    Pensiamo a Naomi, che perse sia il marito che i suoi due figli.

    برای مثال به نَعُومی که شوهر و دو پسرش را از دست داد توجه کنید.

  • نر

    noun

    Tuo marito e'fertile quanto un toro.

    حکایت شوهرت حکایت همون گاو نر با کلی زاد و ولده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " maritino " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "maritino" با ترجمه به فارسی

  • shouhar · شو · شوهر · شوی · شی · نر
  • خانم · زوجه · عیال
اضافه کردن

ترجمه های "maritino" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه