ترجمه "marito" به فارسی
شوهر, shouhar, شو بهترین ترجمه های "marito" به فارسی هستند.
marito
noun
verb
masculine
دستور زبان
Partner maschile in un matrimonio.
-
شوهر
nounهمسر زن [..]
Pensiamo a Naomi, che perse sia il marito che i suoi due figli.
برای مثال به نَعُومی که شوهر و دو پسرش را از دست داد توجه کنید.
-
shouhar
-
شو
noun masculineChiese al marito di avere dei figli con la sua schiava Agar.
سپس از ابراهیم خواست که با کنیزش هاجر همبستر شود تا از این طریق صاحب فرزند شوند.
-
ترجمه های کمتر
- شوی
- شی
- نر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marito " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن