ترجمه "metri" به فارسی
متر ترجمه "metri" به فارسی است.
metri
noun
masculine
دستور زبان
-
متر
nounUn metro cubo di legno può immagazzinare una tonnellata di anidride carbonica.
يك متر مكعب چوب يك تُن متریک كربن دى اكسيد دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " metri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "metri" با ترجمه به فارسی
-
متر مربع
-
بذرهای مارچوبه
-
metr · افول · اندازه · اندازهگیر · سنجه · متر · مترو · معیار · مقیاس · میزان · وزن
-
متر مکعب
-
سنج
-
متر بر مجذور ثانیه
-
نیوتون-متر
-
متر بر ثانیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن