ترجمه "metro" به فارسی
متر, اندازهگیر, سنجه بهترین ترجمه های "metro" به فارسی هستند.
metro
noun
masculine
feminine
دستور زبان
Treno per il trasporto di persone che passa usualmente sottoterra per snellire il traffico. [..]
-
متر
nounیکای اندازه گیری "طول" در دستگاه SI [..]
Un metro cubo di legno può immagazzinare una tonnellata di anidride carbonica.
يك متر مكعب چوب يك تُن متریک كربن دى اكسيد دارد.
-
اندازهگیر
noun -
سنجه
noun
-
ترجمه های کمتر
- metr
- افول
- اندازه
- مترو
- معیار
- مقیاس
- میزان
- وزن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " metro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Metro
Metro (quotidiano)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Metro" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Metro در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "metro"
عباراتی شبیه به "metro" با ترجمه به فارسی
-
متر مربع
-
بذرهای مارچوبه
-
متر
-
متر مکعب
-
سنج
-
متر بر مجذور ثانیه
-
نیوتون-متر
-
متر بر ثانیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن