ترجمه "midollo" به فارسی

مغز ساقه, مغز استخوان بهترین ترجمه های "midollo" به فارسی هستند.

midollo noun masculine دستور زبان

Tessuto molle presente nei canali delle ossa lunghe e in alcune ossa spugnose che presiede al processo di formazione delle cellule del sangue.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغز ساقه

  • مغز استخوان

    noun masculine

    Tessuto molle presente nei canali delle ossa lunghe e in alcune ossa spugnose che presiede al processo di formazione delle cellule del sangue.

    Mi sono bagnato fino al midollo.

    تا مغز استخوان خیس شدم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " midollo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "midollo" با ترجمه به فارسی

  • طناب نخاعی · مغز تيره · نخاع · نخاع شوکی
  • بصل النخاع · مخ · مخچه · مغز · هيپوتالاموس · چليپاي بينايي
  • التهاب عصب · بيماريهاي طناب نخاعي · بيماريهاي عصبشناختي · بيماريهاي مغز · بیماریهای دستگاه عصبی · رقصاک · ميلوآنسفاليت · ميلوآنسفاپاتي · ميلومالاسي · ميلينزدايي · نکروز مغزي-قشري · پيآسيبي
  • نارسایی مغز استخوان
  • مغز استخوان
  • اختلالات خونسازی · اختلالات مغز استخوان · اختلالات میلوپرولیفراتیو
اضافه کردن

ترجمه های "midollo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه