ترجمه "molo" به فارسی
بندرگاه, eskelé, اسکله بهترین ترجمه های "molo" به فارسی هستند.
molo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
بندرگاه
nounSiamo andati al molo, ed abbiamo scoperto, che dopotutto non le serviva la polizia.
ما اين همه راه رو به بندرگاه تون اومديم... و معلوم شده که به پليس احتياجي نداريد.
-
eskelé
-
اسکله
noun masculineO si decide di proseguire senza raggiungere molto ritorno economico, o si torna indietro al molo.
پس یا تصمیم میگیرید جلوتر بروید بدون بازگشت به صرفه یا اینکه به اسکله برگردید.
-
ترجمه های کمتر
- بارانداز
- جتی
- دیوار ساحلی
- لنگرگاه
- کوتاهاسکله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " molo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "molo"
عباراتی شبیه به "molo" با ترجمه به فارسی
-
خورشیدماهی اقیانوسی
-
ماهیان مرلان
-
آس · بار سنگین · سنگ آسیاب
-
دندان آسیاب · دندانهای آسیای بزرگ
-
حجم مولی
-
مول هیداتیفرم
-
جرم مولی
-
خورشيدماهي اقيانوسي · مولاس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن