ترجمه "monitor" به فارسی

مانیتور ترجمه "monitor" به فارسی است.

monitor noun masculine دستور زبان

Periferica informatica che permette di mostrare delle informazioni sotto forma di testo o di immagini.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مانیتور

    Così inventarono il loro monitor di battito fetale.

    پس آنها مانیتور ضربان قلب جنینی خود را اختراع کردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " monitor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "monitor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "monitor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه