ترجمه "monitoraggio" به فارسی

پایش, سيستمهاي نظارت, مونیتورینگ بهترین ترجمه های "monitoraggio" به فارسی هستند.

monitoraggio noun masculine دستور زبان

Controllo regolare e sistematico per registrare ogni cambiamento di qualità o quantità.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پایش

    Esiste un monitoraggio agricolo e ambientale, il collegamento ad internet e la navigazione.

    برای کشاورزی و پایش محیط زیست ارتباطات اینترنتی و راهبری.

  • سيستمهاي نظارت

    noun masculine
  • مونیتورینگ

    noun masculine
  • نظامهاي كنترل

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " monitoraggio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "monitoraggio" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "monitoraggio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه