ترجمه "montagna" به فارسی

کوهستان, کوه, kuh بهترین ترجمه های "montagna" به فارسی هستند.

montagna noun feminine دستور زبان

Parte della superficie terrestre che si innalza dalla base e che ha usualmente pendenze ripide ed un'area sommitale relativamente piccola. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوهستان

    noun

    Parte della superficie terrestre che si innalza dalla base e che ha usualmente pendenze ripide ed un'area sommitale relativamente piccola.

    Devi raccontare al Comandante cosa ci fanno gli uomini della montagna.

    تو بايد به فرمانده بگي که مردان کوهستان دارن باهامون چيکار ميکنن.

  • کوه

    noun

    rilievo della superficie terrestre

    Qual è la montagna più alta d'Europa?

    مرتفع ترین کوه اروپا چیست؟

  • kuh

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • kuhestân
    • تپه
    • توده
    • توده کاه
    • دسته
    • دودکش
    • زیاد
    • سیل کلمات
    • سیلاب
    • فراوان
    • فراوانی
    • کوهستانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " montagna " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Montagna

Montagna (BZ)

+ اضافه کردن

"Montagna" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Montagna در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "montagna"

عباراتی شبیه به "montagna" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "montagna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه