ترجمه "montagne" به فارسی
كوهها, تپهها, درههاي مرتفع بهترین ترجمه های "montagne" به فارسی هستند.
montagne
noun
feminine
دستور زبان
-
كوهها
Questa fu una discussione sull'origine delle montagne.
خوب اين هم بحثی بود درباره پیدایش كوهها.
-
تپهها
si incontravano tratti di colline e alberi che potevi fingere fossero montagne e foreste.
میتوانستی زمینهایی ببینی با تپهها و درختهایی که میتوانستی وانمود کنی کوهند و جنگل.
-
درههاي مرتفع
-
ترجمه های کمتر
- زمینهای مرتفع
- كوهپايهها
- نواحي كوهستاني
- نواحي مرتفع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " montagne " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "montagne" با ترجمه به فارسی
-
تپهها · درههاي مرتفع · زمینهای مرتفع · كوهها · كوهپايهها · نواحي كوهستاني · نواحي مرتفع
-
زراعت کوهستانی
-
کبودمرغ کوهی
-
خاکهای کوهستانی
-
رشتهکوه راکی
-
ارتفاعزدگی
-
گردنه
-
آب و هوای کوهستانی · اقليم آلپي · اقلیم کوهستانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن