ترجمه "mora" به فارسی

توت, شاتوت, مورا بهترین ترجمه های "mora" به فارسی هستند.

mora noun feminine دستور زبان

Il frutto prodotto da un rovo, che più comunemente è rosso, quand è acerbo, ma che diventa nero quando matura.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • توت

    noun

    Per poter portare a conoscenza questo fatto, il governo ha piantato cespugli di more.

    برای بالا بردن آگاهی تاریخی درباره این حقیقت، دولت اقدام به کاشتن درخت توت کرده.

  • شاتوت

    noun
  • مورا

    unità di suono usata in fonologia

    Abbiamo notizie da Mora e dai suoi fratelli, Maesta'.

    اعلي حضرت ، از مورا و برادرانت خبرهايي رسيده.

  • ترجمه های کمتر

    • tut
    • شاه توت
    • شاهتوت
    • تمشک
    • توت سفید
    • توت سیاه
    • سبزه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mora " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mora

Mora (Svezia) [..]

+ اضافه کردن

"Mora" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mora در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "mora"

عباراتی شبیه به "mora" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mora" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه