ترجمه "moro" به فارسی
توت, سبزه, سیاهپوست بهترین ترجمه های "moro" به فارسی هستند.
moro
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
توت
nounPer poter portare a conoscenza questo fatto, il governo ha piantato cespugli di more.
برای بالا بردن آگاهی تاریخی درباره این حقیقت، دولت اقدام به کاشتن درخت توت کرده.
-
سبزه
nounTi ho mai detto che ho un debole per le more?
هيچوقت بهت گفته بودم از آدم هاي سبزه خوشم مياد ؟
-
سیاهپوست
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "moro" با ترجمه به فارسی
-
چرخریسک زغالی
-
tut · تمشک · توت · توت سفید · توت سیاه · سبزه · شاتوت · شاه توت · شاهتوت · مورا
-
بومبیکس موری
-
توتها
-
تمشکها · تمشکواران
-
توتهای کوهی
-
توت سياه · توت سياه (درخت) · شاهتوت · موروس نیگرا
-
tut · تمشک · توت · توت سفید · توت سیاه · سبزه · شاتوت · شاه توت · شاهتوت · مورا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن