ترجمه "morsa" به فارسی
پرس, گيره آهنگری بهترین ترجمه های "morsa" به فارسی هستند.
morsa
noun
feminine
دستور زبان
-
پرس
noun feminineI cani possono mordere i loro padroni, ma non mi stai chiedendo questo.
سگها ميتونن به خودشون آسيب برسونن ولي نميفهمم داري ازم چي ميپرسي
-
گيره آهنگری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " morsa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "morsa" با ترجمه به فارسی
-
gâz · درد · لقمه · گاز گرفتن
-
نيشزدگيهاي حشره · نیشزدگیها · گزيدگي توسط جانوران
-
کد مورس
-
gazandé · تصمیم · قصد · مقصود · منظور · پیشنهاد
-
واکسن آنسفالیت کنهای
-
gazidan · gâz gereftan · گاز زدن · گزیدن
-
مارگزیدگی · نیش مار
-
ساموئل مورس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن