ترجمه "morso" به فارسی
gâz, درد, لقمه بهترین ترجمه های "morso" به فارسی هستند.
morso
verb
noun
masculine
دستور زبان
L'atto del mordere. [..]
-
gâz
-
درد
noun -
لقمه
noun masculineE poi, con il primo morso, scoppiai in lacrime.
اما هنگامی که اولین لقمه غذا را برداشتم اشک هایم سرازیر شدند.
-
گاز گرفتن
Beh, tranne per il fatto che la morde, ma credo che le piaccia.
بجز گاز گرفتن. ولي خواهرم از اين خوشش مياد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " morso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "morso" با ترجمه به فارسی
-
نيشزدگيهاي حشره · نیشزدگیها · گزيدگي توسط جانوران
-
پرس · گيره آهنگری
-
کد مورس
-
gazandé · تصمیم · قصد · مقصود · منظور · پیشنهاد
-
واکسن آنسفالیت کنهای
-
gazidan · gâz gereftan · گاز زدن · گزیدن
-
مارگزیدگی · نیش مار
-
ساموئل مورس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن