ترجمه "morso" به فارسی

gâz, درد, لقمه بهترین ترجمه های "morso" به فارسی هستند.

morso verb noun masculine دستور زبان

L'atto del mordere. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • gâz

  • درد

    noun
  • لقمه

    noun masculine

    E poi, con il primo morso, scoppiai in lacrime.

    اما هنگامی که اولین لقمه غذا را برداشتم اشک هایم سرازیر شدند.

  • گاز گرفتن

    Beh, tranne per il fatto che la morde, ma credo che le piaccia.

    بجز گاز گرفتن. ولي خواهرم از اين خوشش مياد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " morso " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "morso" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "morso" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه